X
تبلیغات
♥*شهـــــر رمـــــــــان*♥ - رمان گناهکار

بهترین سایت رمان

رمان های جدید

رمز روز های بارونی

معذرت + خداحافظي

تاريخ : یکشنبه 13 مرداد1392 | 9:42 | نويسنده : امیر
سلام بچه ها

ميدونم خيلي بدم و واقعا حق داريد منو بكشيد

ولي متاسفانه من ديگه نميتونم بيام وب مديران گرامي لطفا عضويت بنده رو لغو كنيد

ميدونم الان داريد فحشم ميديد ولي ببخشيد به دليل يك سري مسائل خصوصي و خانوادگي ديگه قادر به اومدن نيستم تمام تلاشم رو كردم ولي همين امروز هم به زور اومدم

خلاصه خوبي بدي( فقط بدي ديدين مگه نه) ديدين حلال كنيد و به خاطر اينكه اين مدت معطل شدين منو ببخشيد 

تا يك ربع ديگه به نظراي اين پست جواب ميدم و بعدش براي هميشه خدافظ

البته يادم نره تشكر از كساني كه تو اين مدت نظر دادن و نگرانم بودن از همشون ممنون

اگه ميشه بزاريد اين مطلب همين يك ربع ثابت باشه



اطلاعيه ي رمان هاي هكر قلب ، گناهكار و اگه گفتي من كيم

تاريخ : دوشنبه 31 تیر1392 | 6:53 | نويسنده : امیر
سلام بچه ها خوبيد

متاسفانه يكي از فاميل هاي ما فوت شده واسه ي همين اين چند وقت نرسيدم ومان هامو ادامه بدم فقط وقت كردم بيام نظر هامو جواب بدم امروز نميشه ولي از فردا ادامه ميدم و جبران اون روز هايي كه نزاشتم رو هم ميكنم

بازم معذرت

خدانگهدار



گناهکار19

تاريخ : پنجشنبه 27 تیر1392 | 1:56 | نويسنده : امیر
اینم چون دلم سوخت ولی فقط همین دوتا



ادامه مطلب

گناهکار18

تاريخ : پنجشنبه 27 تیر1392 | 1:10 | نويسنده : امیر
به دلیل نداشتن حتی یک نظر امشب یدونه پست از این رمان میزارم



ادامه مطلب

گناهکار17

تاريخ : چهارشنبه 26 تیر1392 | 2:38 | نويسنده : امیر
هرشب 4 تا پست خوبه دیگه
پستامم که طولانیه
اهای اونایی که میگفتین کوتاهه کجایین تازه بلندتر هم میکنم الان از هکر قلبو اگه گفتی من کیم بزارم دیگه برم لالا



ادامه مطلب

گناهکار16

تاريخ : چهارشنبه 26 تیر1392 | 2:13 | نويسنده : امیر

گناهکار15

تاريخ : چهارشنبه 26 تیر1392 | 1:49 | نويسنده : امیر

گناهکار14

تاريخ : چهارشنبه 26 تیر1392 | 1:31 | نويسنده : امیر
خب اینم ازاولین پست امشب از این به بعدم پستام طولانی میشه



ادامه مطلب

گناهكار13

تاريخ : دوشنبه 24 تیر1392 | 19:20 | نويسنده : امیر

گناهكار12

تاريخ : دوشنبه 24 تیر1392 | 19:8 | نويسنده : امیر

گناهكار11

تاريخ : دوشنبه 24 تیر1392 | 19:2 | نويسنده : امیر

گناهكار10

تاريخ : دوشنبه 24 تیر1392 | 18:58 | نويسنده : امیر

گناهكار9

تاريخ : دوشنبه 24 تیر1392 | 18:56 | نويسنده : امیر

گناهكار8

تاريخ : دوشنبه 24 تیر1392 | 18:53 | نويسنده : امیر
سلام به همه

اينم از گناهكار  كه غر ميزديد چرا نميزاري



ادامه مطلب

گناهكار7

تاريخ : دوشنبه 24 تیر1392 | 3:18 | نويسنده : امیر

گناهكار6

تاريخ : دوشنبه 24 تیر1392 | 3:11 | نويسنده : امیر

گناهكار5

تاريخ : دوشنبه 24 تیر1392 | 3:6 | نويسنده : امیر

اطلاعيه+گناهكار 4

تاريخ : دوشنبه 24 تیر1392 | 2:58 | نويسنده : امیر
سلام بچه ها 

ببخشيد ميدونم يكي از قوانين وب اينه كه روزي بيشتر از سه تا پست نديم اما اينطوري پيش بريم اين رمان تا سه سال ديگه هم تموم نميشه

واسه همين من يكم تو گذاشتن پست زياده روي ميكنم چون بايد برسم هر سه تا رمانو تموم كنم



ادامه مطلب

عكس شخصيت رمان گناهكار

تاريخ : دوشنبه 24 تیر1392 | 0:0 | نويسنده : امیر

اينم شخصيت ها فقط هم اونايي رو كه ميشناسيد گذاشتم تا بعدا بقيه رو هم بزارم



ادامه مطلب

گناهكار 3

تاريخ : یکشنبه 23 تیر1392 | 23:14 | نويسنده : امیر

گناهكار 2

تاريخ : یکشنبه 23 تیر1392 | 23:5 | نويسنده : امیر

گناهکار 1

تاريخ : شنبه 22 تیر1392 | 23:33 | نويسنده : امیر
سلام سلام

من اومدم با اولین پست از اولین رمانم ببینم اولین نظرو کی میده

درضمن این شاهکار نوشته ی fereshteh27عزیزمه

اینم خلاصه ی داستان

گناهکارِ قصه ی ما یه مردِ..آرشام..مردی که به ظاهر خودش رو گناهکار نمی دونه..ولی..

حِرفه ش چیه؟..زورگیری؟!..باج گیری؟!..کلاهبرداری؟!..یا..

گناهش خلافه یا خلافش گناه؟..شاید هم هر دو..

گناهکارِ قصه ی ما دل داره؟!..وجدان داره؟!..من که میگم داره..ولی اگر دل داره و وجدان حالیشه پس چرا شد گناهکار؟!!..

چی شد که آرشام این مسیر رو تو زندگیش انتخاب کرد و تهش رسید به اینجا که این اسم شد لقبش؟!لقبی که خودش به خودش داد ولی کسی جرات نداشت اونو گناهکار بخونه..

این قصه از کجا شروع شد؟!..شاید از اونجایی که آرشام فهمید توی این دنیای بزرگ بین این ادمای دوراندیش و ظاهربین یا باید درّنده باشی یا بذاری اونا تو رو بدرن..

آرشام توی زندگیش یک هدف داره..هدفی که براش بی نهایت مهمه..خیلی ها رو برای رسیدن به این هدف از سر راهش بر می داره..

ایا عشق به سراغش میاد؟!.. مردی که حتی از اسمش هم فراریه..کسی که همیشه به عشق پشت پا زده و اون رو مزاحم تو کارش می دونه می تونه عاشق بشه؟!..

دلارام دختری پر از شور و احساس..درست نقطه ی مقابلِ مردی سرسخت از جنس غرور..این دختر چطور وارد زندگی آرشام میشه؟!..از راه عشق یا..

دختری که به هیچ عنوان حاضر نیست تو زندگیش حرف زور بشنوه و همیشه با زبون تند و تیزش از خودش دفاع می کنه..دختری که نترس نیست ولی لفظ قوی داره..

و اما شغل گناهکارِ ما چیه؟..به گناهش مربوطه؟..

خودش همیشه میگه :اسمم گناهکار..رسمم تباهکار.
اینم جلد رمان که من عاشق این عکس پسرم




ادامه مطلب